رفتن به محتوای اصلی
»»»
کد خبر: 267361405/08/16 - 12:55 بازدید: 2
▣نظر دادن

شکست عشقی برادرزاده‌های ترامپ

کد خبر: 26736 تاریخ: 1405/08/16 زمان: 12:55 بازدید: 2

برای ایران فرقی نمی‌کند کدام یک از احزاب «فیل» و «خر» در آمریکا قدرت بگیرند؛ ایران مستقل است .

کد خبر: 26736 تاریخ: 1405/08/16 زمان: 12:55 بازدید: 2

ژوپین| به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: برای ایران فرقی نمی‌کند کدام یک از احزاب «فیل» و «خر» در آمریکا قدرت بگیرند. ایران مستقل است و به دنبال توسعه خود درحالی‌که هر دو حزب جمهوری‌خواه و دموکرات، زندگی مردم ایران را هدف گرفته‌اند و تفاوت تنها در مسیر تحقق این هدف است. بااین‌حال، ظاهراً اپوزیسیون بی‌سواد غمباد گرفته‌اند که چرا دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای پیروز شدند و هر دو مجلس کنگره از دست و کنترل جمهوری‌خواهان خارج شده است. این حال‌وروز آنها دو علت دارد یا فهمی از این معادله قدرت واشنگتن ندارند یا روش و منش دموکرات‌ها برای ازپای‌درآوردن ایران را دوست ندارند و ذهن و ضمیرشان تمایل دارد به بمب و موشک و خون مردم ایران.

با این‌همه، اپوزیسیون جنگ‌طلب ماه‌ها به ترامپ و سیاست فشار و حمله دل‌بسته بود و حالا شکست حزب او را به معنای شکست خود تلقی می‌کند؛ بله! گروهک درمانده‌ای که هیچ هویت و قدرتی از خود ندارد، مجبور است سرنوشت و بقای خود را به سرنوشت و بقای نیروی دیگری گره بزند که خود موقعیتی متزلزل دارد. برای این طیف، انتخابات آمریکا چیزی فراتر از رقابت دو حزب بود. آن‌ها آینده ایران را به تصمیم کاخ سفید و کنگره گره‌زده و امیدوار بودند فشار خارجی، حملات نظامی و تضعیف کشور، راه را برای تجزیه ایران باز کند.

اما بخش خنده‌دار ماجرا جایی است که این گروهک مبتلا به آلرژی سواد، جامعه آمریکایی را نسبت به رأی داخلی خود سرزنش می‌کند! جامعه‌ای که خود از نزدیک سیاست‌های خانه‌خراب‌کن ترامپ و حزبش را لمس کرده و در سبد ماهانه‌اش عمیقاً لمس می‌کند. این گروهک حتی اعترافات جمهوری‌خواهان و خود ونس، معاون ترامپ را نادیده می‌گیرد که اذعان کرده بود ادامه جنگ، شدت روابط با رژیم صهیونیستی، افزایش تورم و اولویت‌ نبودن آمریکا، از مهم‌ترین علت‌های شکست این حزب بود.

جنگ با ایران، عامل اصلی شکست

گروهک اپوزیسیون برای این از شکست جمهوری‌خواهان غمباد گرفته که معتقد بود آن‌ها باید بمانند و کار ایران را تمام کنند. این درحالی است که دقیقاً همین موضوع باعث شکست آن‌ها و تحمیل فشارهای سنگین به کشورهای مختلف جهان شد. بر اساس نظرسنجی‌ها و اذعان مقامات مختلف آمریکایی، جنگ علیه ایران یکی از محورهای اصلی نارضایتی رأی‌دهندگان آمریکایی و عامل اصلی شکست سنگین جمهوری‌خواهان بود. هزینه‌های جنگ، بالارفتن قیمت سوخت، فشار بر زندگی مردم و طولانی شدن درگیری، برای دولت ترامپ به مسئله‌ای سیاسی تبدیل شد. رأی‌دهندگان در کنار مسائل دیگری مانند وضعیت اقتصاد و عملکرد دولت، این جنگ و پیامدهای آن را نیز در تصمیم خود لحاظ کردند، حتی خود ترامپ هم پذیرفت جنگ ایران و افزایش هزینه‌های زندگی در شکست جمهوری‌خواهان نقش داشته‌اند.

بااین‌حال، بخشی از اپوزیسیون جنگ‌طلب حاضر نیست نتیجه را بپذیرد. برای آن‌ها پذیرفتن نقش جنگ در شکست جمهوری‌خواهان یک معنای روشن دارد. سیاست کثیفی که به آن دل‌بسته بودند، حتی در جامعه آمریکا هم با مخالفت روبه‌رو شده است. به همین دلیل، بعضی ترجیح می‌دهند علت را در اختلافات داخلی ماگا یا ضعف شخصی ترامپ جست‌وجو کنند و همچنان امیدوار بمانند که حملات ادامه پیدا کند. مردم آمریکا حق داشتند از دولتی که وعده کاهش هزینه‌ها داده بود، درباره گرانی و جنگ فاکتور واقعی بخواهند.

پهلوی در جست‌وجوی صاحب جدید

رضا پهلوی پیش از انتخابات از رأی‌دهندگان آمریکایی خواسته بود هنگام انتخاب نامزدها، موضع آنان درباره جمهوری اسلامی و آزادی ایران را در نظر بگیرند. پس از شکست جمهوری‌خواهان، تلاش کرد نشان دهد همچنان می‌تواند با سیاست‌مداران دموکرات نیز گفت‌وگو کند. او در نشست خبری پارلمان اروپا گفت دموکرات‌های زیادی را می‌شناسد که در مبارزه با جمهوری اسلامی با او هم‌نظرند. سپس پرسید آیا آن‌ها می‌توانند «کار را تمام کنند» یا نه.

پهلوی در گفت‌وگو با اینترنشنال هم استقبال جمهوری اسلامی از نتیجه انتخابات را زنگ خطر خواند و خواستار حمایت عملی کشورهای غربی از مبارزه مردم ایران شد. او در گفت‌وگو با یورونیوز تأکید کرد با هر دو حزب آمریکا گفت‌وگو کرده و می‌کند. این حرف‌ها نشان می‌دهد او پس از شکست جمهوری‌خواهان، حالا به دموکرات‌ها رو انداخته است. حزب‌ها تغییر می‌کنند؛ اما امیدبستن به عناصر خارجی هنوز پابرجاست و هیچ نیروی درونی در آن‌ها وجود ندارد.

گلایه از تمام‌نشدن حمله

واکنش برخی کاربران فارسی‌زبان از مواضع رسمی پهلوی هم صریح‌تر بود. یک کاربر طرف‌دار حمله، ترامپ را متهم کرد با جلوگیری از ادامه حملات اسرائیل، مانع سقوط ایران شده است. او شکست جمهوری‌خواهان را هم به اختلافات درون جنبش ماگا و ضعف ترامپ نسبت می‌داد. در این نگاه، حمله‌ای که به ایران شده و هزاران نفر را قتل‌عام کرده، کافی نبوده است. گویی تنها مشکل، توقف بمباران بوده و اگر حملات بیشتری انجام می‌شد، همه‌چیز مطابق میل این جریان پیش می‌رفت. در مقابل، کاربر دیگری شکست جمهوری‌خواهان را متوجه کسانی دانست که به گفته او برای ترامپ «نامه فدایت‌شوم» نوشتند و از او خواستند به سرزمین مادری‌شان حمله کند. در این معنا گروهی نام ایران را در سخنانشان تکرار می‌کنند و هم‌زمان از سیاستی دفاع می‌کنند که نتیجه‌ای جز نابودی ایران ندارد.

بله، به‌خاطر چند دلار بنزین

در فضای مسموم این گروهک، ادعایی هم مطرح شد که آمریکایی‌ها گویا به‌خاطر چند دلار قیمت بنزین قدرت را از یک حزب گرفتند و به حزب دیگر واگذار کردند. صرف‌نظر از اینکه مشکلات مختلف دیگری نیز می‌تواند بر سبد رأی جمهوری‌خواهان اثر گذاشته باشد، این نگاه ساده‌انگارانه و فهم ناقص آن‌ها نسبت به زیست در کشورهای غربی جالب‌توجه است. قیمت بنزین برای خانواده‌ای که هر روز باید هزینه رفت‌وآمد و زندگی‌اش را تأمین کند، هم‌اکنون به مسئله‌ای بزرگ تبدیل شده است.

میانگین قیمت بنزین آمریکا در ماه اکتبر به 4 دلار و 31 سنت در هر گالن رسیده و ترامپ پیش‌تر وعده بنزین زیر دو دلار داده بود. رشد شدید قیمت بنزین و گازوئیل، اثر مستقیمی بر ترابری کشورهای جهان گذاشته و قیمت کالاها را نیز افزایش داده است. اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف اروپا و آمریکای شمالی و جنوبی، گویای همین موضوع است. رأی‌دهنده آمریکایی حق دارد از رئیس‌جمهورش درباره وعده‌ای که داده و هزینه‌ای که ایجادشده سؤال کند. او هیچ تعهدی نداده که برای تحقق ماجراجویی‌های دیوانه‌وار ترامپ و باندش، گرانی را تحمل کند و به جنگ رأی بدهد. عجیب است همین جریان‌ها وقتی از مشکلات اقتصادی مردم ایران حرف می‌زنند، نرخ بنزین و قیمت‌ اقلام دیگر موضوعی ناموسی است و وقتی نوبت به مردم آمریکا می‌رسد، گرانی تبدیل به «چند دلار ناچیز» می‌شود!

حداقل بردن آبروی ایران را تمام کنید

اپوزیسیون جنگ‌طلب تنها به دفاع از فشار خارجی بسنده نکرد. این جریان در برابر افکار عمومی جهان، تصویری از ایرانیان ساخت که گویی منتظر حمله به کشورشان هستند و آینده خود را در بمباران شهرها و تأسیسات ایران می‌بینند. این رفتار آبروی جمعی ایران را تحت‌تأثیر قرار داد. مردم ایران با همه اختلاف‌نظرهای سیاسی‌شان، صاحب کشور خود هستند و هیچ گروهکی مالکیت انحصاری آن‌ها را در اختیار ندارد. انتقاد به جمهوری اسلامی به کسی مجوز نمی‌دهد امنیت و تمامیت ارضی ایران را بازیچه کند. می‌توان خواهان اصلاح سیاسی بود، از عملکرد حکومت انتقاد کرد و هم‌زمان محکم در برابر جنگ و مداخله خارجی ایستاد.

جمهوری‌خواه و دموکرات برای ایران فرقی ندارد

برای ایران اما این توهم اپوزیسیون وجود ندارد که با آمدن دموکرات‌ها همه‌چیز آرام می‌شود یا باقدرت گرفتن جمهوری‌خواهان قرار است کار تمام شود. هر دو حزب مسئول هستند اهداف و منافع خود و کشورشان را پیش ببرند. دولت‌های آمریکایی از هر دو حزب در دوره‌های مختلف از فشار، تحریم و مداخله به‌عنوان ابزار سیاست خارجی استفاده کرده‌اند. روش‌ها و شدت سیاست‌هایشان یکی نبوده؛ اما در تاریخ دولت‌های ایالات متحده از جیمی کارتر گرفته تا ترامپ، موجودیت ایران یکی از اهداف سیاست خارجی این کشورها بوده است. همین واقعیت درباره نتیجه انتخابات اخیر نیز صدق می‌کند. تغییر ترکیب کنگره می‌تواند بر سیاست آمریکا اثر بگذارد، اما نباید آن را به معنای پایان همه فشارها یا تغییر قطعی رفتار واشنگتن در قبال ایران دانست.

ایران به سیاستی نیاز دارد که امنیت و منافع مردمش را جدی بگیرد و در برابر فشار خارجی از استقلال کشور دفاع کند و همان‌طور که علی باقری، معاون دبیر شورای‌عالی امنیت ملی اعلام کرد «ایران باید به چشم خودش اقدامات عملی آمریکا را ببیند و هرگاه این اقدامات مشاهده شد، زمینه برای گشایش سرفصل جدید امکان‌پذیر خواهد بود.» بخشی از اپوزیسیون این واقعیت را وارونه کرده‌اند. برای آن‌ها سؤال اصلی این شده که کدام سیاست‌مدار آمریکایی حاضر است فشار بیشتری بیاورد؟ در چنین نگاهی، مهم نیست مردم ایران چقدر رنج می‌برند، مهم، ارضای امیال تجزیه‌طلبانه و خصمانه آن‌هاست.

قدرت ایران از مردمش است

انتخابات آمریکا تمام شد و جمهوری‌خواهان شکست خوردند. جنگ علیه ایران سهم مهمی در این شکست داشت و رأی‌دهندگان آمریکایی هم درباره هزینه‌هایی که می‌پرداختند تصمیم گرفتند. برای ایران، مهم‌تر از پیروزی دموکرات و جمهوری‌خواه، حفظ امنیت، استقلال و آینده کشور است. مردم ایران حق دارند درباره حکومت، حقوق و سرنوشت خود تصمیم بگیرند و بدیهی است این حق را نمی‌توان به ترامپ، کنگره آمریکا یا هر قدرت خارجی دیگری واگذار کرد. شکست جمهوری‌خواهان این جریان را به عزاداری انداخت؛ اما و به‌زعم خودشان، یک شکست دیگر در کارنامه‌ ننگینشان ثبت شد. در عوض یک درس مهم گرفتند؛ قدرت باید درونی باشد، نه نشئت‌گرفته از این‌وآن و قدرت ایران، مردمش هستند.

بیشتر بخوانید

منبع خبر: مهر

ارسال نظر (0)

لطفاً نظرات مرتبط، محترمانه و مفید ارسال کنید.

ثبت نظر به منزله پذیرش قوانین ارسال نظر است.